همیشه درد از دیگران است ، گاه از نبودنشان ، گاه از بودنشان . . .
*****************
یک شب خیال چشم تودیدیم به خواب
ز آن شب دگر، به چشم ندیدیم خواب را . . .
عشق تنها برای یک بار می اید و برای تمام عمرش می اید عشق همان بود که به تو ورزیدم حقیقتا همان یک بار حقیقتا همان یک بار و از بس بدان اویختم تا همیشه همه ی زندگی ام با ان بیش خواهد رفت بس تا همیشه عا شقت می مانم
*****************
سنگی که طاقت ضربه های تیشه را ندارد، تندیسی زیبا نخواهد شد. از زخم تیشه خسته نشو، که وجودت شایسته تندیسی
زیباست
من می دانم
دلم تا همیشه در وسط ترین
نقطه ی زندگیت جا مانده است
جایی بین خواستن و نخواستن
جایی بین بودن و نبودن
جایی بین رفتن و نرفتن
جایی بین ……. این نقطه های خالی
جا مانده ام
*******************
ایـن بــار چشمـــانـم بـــاز بــود
که تـو گـم شــدی
پیـدایــت کــه کـــردم
در آغـــوش دیگــــری بـــــودی
فاصله ها در عین کوتاهی چه بلند خلق شده اند ، کجاست دستی که به درازی فاصله ها باشد .
*******************
کوه کندن فرهاد نه کاری ست شگفت ، شور شیرین به سر هرکه فتد ، کوه کن است .
نگران نباش
نمی شود دوستت نداشت
لجم هم که بگیرد از دستت
دفترچه ی خاطراتم
پر از فحش های عاشقانه میشود!!!…
*****************
من از تو
سبز می شوم
و تو از من
به هم که گره بخوریـــــم
بختمان باز می شود و
خوشبختی قسمتمان
خدایـــــــــــــا . . .
چرا تا زنده ایم
روانمان را شـــــــــاد نمی کنی ؟ !
همیکنه مردیم . . .
شادروانمان می کنی ؟ !
****************
باید خودم را ببرم خانه !
باید ببرم صورتش را بشویم…
ببرم دراز بکشد…
دلداریش بدهم ، که فکر نکند…
بگویم نگران نباش ، میگذرد…
باید خودم را ببرم بخوابد…
“من” خسته است …!