تلخ است باور نبودن آن ها که میتوانستند باشند
و تلخ است امروز باور آن ها که ادعای ماندن دارند
*****************
ای کاش زود قضاوت نمیکردم
ای کاش وایستاده بودم
ای کاش دلیلشو میپرسیدم
ای کاش…
شمرده بودم…
تنها سه سیگار تا خانه ی تو راه بود!
حالا دیگر کوچه به کوچه
سیگار پشت سیگار
میگردمو..!!
********************
سالهاست در گلو مانده اند!
کم کم دارد به بغض هایم
خمس تعلق می گیرد…!
کاش روزهــــــــــــای دلتنگی ِ مـــــــــــن….. مثل ِ \”دوست داشتن های\” تو کوتاه می شد . کاش…………
********************
زیر باران گریه می کردم آرام و بیصدا تو چتر را بالای سرم گرفتی اما همچنان گونه های من خیس از گریه ماند …!
و تو هرگز نفهمیدی که چتر باید بالای دلم باشد نه روی سرم …
داشتم باز خوابم رو نگاه میکردم ، از فریاد غوغا شدم در خود. . .
خنده میکردی ، جوابم این بود؟!
************
ای فلک گر من نمی زادی اجاقت کور بود؟ من که خود راضى به این خلقت نبودم زور بود؟ من که باشم یا نباشم کاردنیا لنگ نیست ، من بمانم یا بمیرم هیچ کسی دلتنگ نیست…
امشب به رسم عاشقی یادی ز یاران میکنم
در غربتی تاریک و سرد ، از غم حکایت میکنم
امشب وجودم خسته است ، از سردی دلهای سرد
آیا تو هم در یاد من هستی در این شبهای درد ؟
***************************************
شبی از شبها تو به من گفتی که شب باش . . .
من که شب بودم و شب هستم و شب خواهم بود به امیدی که تو فانوس شب من باشی . . .